|
بزرگترین وبلاگ تفریحی ودارنده چت روم آزاد,BEGEST SITE INTERNATION IN IRAN مانمیگیم بهترینیم ،خرسندیم که بهترین ها ما را برگزیدند
| ||
|
بسیاری از مردم در سراسر دنیا نمی دانند كارلوس سلیم الو چه كسی است، در حالی كه او بی شك یكی از مشهورترین افراد در تاریخ مكزیك می باشد. الو با ثروت خالص 35 میلیارد دلار سومین فرد ثروتمند جهان به حساب می آید. ثروت او تنها در سن 26 سالگی به 40 میلیون دلار می رسید! كارلوس سلیم الو در 28 ژانویه 1940 در مكزیكو سیتی به دنیا آمد. كارلوس از نژاد مكزیكی نیست و خانواده اش از مهاجران لبنانی بوده اند. كارلوس جوان پنجمین فرزند از شش فرزند و باهوش ترین فرزند خانواده بزرگ اش بود. او در مدرسه بر دیگران برتری داشت و همواره خود را وقف تحصیلاتش می كرد. بعد از دبیرستان او تصمیم گرفت كه در رشته مهندسی تحصیل كند و در دانشگاه یونیورسیداد ناسیونال اتونوما دو مكزیكو پذیرفته شد. كارلوس به زودی دریافت كه استعدادش در كمك به سودآور شدن شركت ها امری است كه او را بی اندازه ثروتمند خواهد كرد. او با یافتن شركت هایی كه ارزش شدیدا پایینی داشتند و سودآور كردن آنها موفقیت مالی عظیمی كسب كرد. این كار هم برای شركت های مربوطه و هم برای الو بی نهایت مفید بوده است. در سال 1965 كارلوس شروع به بنا كردن پایه های گروپو كارسو نمود كه در 1966 به ثبت رسید.از 1980 به بعد الو یك فرد موفق در بسیاری از حوزه های صنعتی، خرید و فروش املاك و تجارت بوده است. زمانی كه مكزیك متحمل یك بحران مالی در سال 1982 شد، كارلوس تصمیم به سرمایه گذاری بزرگ در بازار گرفت كه نتایج واقعا خوبی در پی داشت. تا سال 1985 گروپو كارسو كنترل شركت های زیادی را به دست گرفت. در 1990 گروپو كارسو تل مكس را هم تحت كنترل گرفت و حیطه جدیدی از گسترش صنعتی را در سطح جهانی شروع كرد. در طی 15 سال تل مكس به واسطه بهینه سازی فرایندهایش، پیشرفت زیادی در سطح جهانی و تكنولوژیكی كرد. الو كسب و كارهای متفاوتی هم انجام داده است و بخشی از بسیاری از صنایع را به دست گرفته است. مثلا او 4/6 درصد از سهام شركت نیویورك تایمز را در اختیار دارد كه او را تبدیل به بزرگ ترین سهامدار این شركت پس از صاحبان آن یعنی خانواده سالزبرگر، می كند. تاكتیك های او گرچه كاملا قانونی هستند، گاهی اوقات در دنیای كسب وكار مورد انتقاد واقع می شوند. دولت مكزیك در دوره 1990 به سمت خصوصی سازی حركت كرد و الو به سرعت دست به كار شد و كنترل تله فونسو دو مكزیك ( تل مكس) را به دست گرفت. او به سرعت به خاطر بالابردن قیمت ها پس از بدست گرفتن كنترل شركت، مورد انتقاد قرار گرفت. گرچه او برای بهبود خدمات تلفن در مكزیك تلاش بسیاری كرده و همچنین خدمات تماس محلی و از راه دور، خدمات اینترنتی، خدمات تلفن همراه و كتابچه راهنمای تلفن را نیز ارائه كرده است. بی شك او بر صنعت تله كام حكمرانی می كند، زیرا در حال حاضر 90 درصد خطوط تلفن در مكزیك در كنترل تل مكس است. همچنین 80 درصد خطوط تلفن همراه در مكزیك در اختیار تل سل، شركت تلفن همراهی است كه توسط الو اداره می شود. الو همچنین صاحب بزرگ ترین ارائه كننده خدمات اینترنت در مكزیك یا حتی در ایالات متحده می باشد. از سال 2006 تا 2007 ثروت كارلوس از 30 میلیارد دلار به 49 میلیارد دلار جهش كرد. الو به روشی مشابه وارن بافت كسب درآمد می كند، یعنی از طریق سرمایه گذاری دقیق و بی عیب، اما الو ترجیح می دهد خودش را به عنوان گرداننده شركت ها و نه یك سرمایه گذار صرف تصور كند. كارلوس پس از سال ها كار سخت، بخش عمده شركت هایش را به پسرانش سپرده است و در حال حاضر او تنها در مقام ریاست 5 شركت از مجموعه شركت هایش قرار دارد. كارلوس به واسطه فعالیت هایش در حوزه تكنولوژی بارها مورد تشویق قرار گرفته است. برای مثال او جوایزی از جمله مدال لیاقت كارآفرینی از تالار تجارت مكزیك و مدال فرمانده لئوپولد دوم از سوی دولت بلژیك و عنوان مدیر ارشد اجرایی (CEO) سال و دهه (در سال 2003) را از سوی مجله تریدبیزنس دریافت كرده است. الو برای كارهای خیرخواهانه اش نیز شهرت دارد. صندوق توسعه آمریكای لاتین كه او رییس آن است، بودجه ای بالای 10 میلیارد دلار دارد كه صرف پروژه های مختلف فرهنگی در سرتاسر آمریكای لاتین می شود. به علاوه او بسیار علاقه مند طبیعت و هنر است [ سه شنبه 18 مرداد 1390 ] [ 12:59 ب.ظ ] [ mohammad javad ]
«nareepol» اسم درختی عجیبه که در تایلند قرار داره!
[ سه شنبه 18 مرداد 1390 ] [ 12:47 ب.ظ ] [ mohammad javad ]
[ دوشنبه 30 خرداد 1390 ] [ 03:06 ب.ظ ] [ mohammad javad ]
گوگل نامیست که نیازی به معرفی ندارد . اون دنیایی است که عموما به عنوان یک موتر جستجو مورد استفاده میلیون ها کاربراینترنت در سرتاسر دنیا قرار می گیرد. همه ما گوگل را بخاطر نتایج جستجویی که به ما می دهد و سرویس های موثرش دوست داریم.
در این خلاصه خبر ، تصاویری از دفاتر گوگل نمایش داده شده که به محیط حرفه ای و رویکرد آنها نسبت به بدست آوردن برتری اشاره دارد . این خلاصه خبر بزرگترین مراکز مهندسی نرم افزاری گوگل را شامل می شود با نمای کوهستانی . لذت ببرید !
[ دوشنبه 30 خرداد 1390 ] [ 03:04 ب.ظ ] [ mohammad javad ]
[ دوشنبه 30 خرداد 1390 ] [ 03:00 ب.ظ ] [ mohammad javad ]
این فسیل شناس آماتور دایناسور کوچک را در حدود دو سال پیش کشف کرده بود، اما به دلیل ندانستن ارزش کشف اتفاقی اش، آن را برای دو سال در کمد لباسهایش قرار داده بود، این دایناسور با نام علمی "آشدون مانیرپتوران" ابعادی به اندازه یک قرص نان داشته است.
"دیو بروکهارتز" 51 ساله به صورت اتفاقی مهره فسیل شده جانداری به نام "آشدون مانیرپتوران" را در نزدیکی خانه اش در "بژیل" در شرق ساسکس یافته است، اما برای تماس گرفتن با یک متخصص برای شناسایی این فسیل دو سال زمان صرف کرد تا در نهایت این متخصص دریافت مهره کشف شده به کوچکترین دایناسور غیر پرنده جهان اختصاص دارد. مهره فسیل شده کوچکترین دایناسور جهان از تمامی زوایا این مهره فسیلی شده توسط دو دیرینه شناس مورد بررسی قرار گرفت و این دو در نهایت توانستند ابعاد و شکل کلی این دایناسور را مصور سازند: جانداری 198 گرمی، پوشیده از پر که مانند یک پرنده بر روی دو پا می جهیده، دم کوتاه و گردن بلندی داشته و دستها و پاهایش دارای چنگالهایی تیز بوده است. به گفته دیرینه شناسان این جاندار در حدود 100 تا 145 میلیون سال پیش در دوره کرتاسه زندگی می کرده و همزیستانی مانند سوسمارهای 10 متری و "گیگانوتوسائوروسها" داشته است. بر اساس گزارش دیلی میل، به دلیل اینکه هنوز جمجمه این دایناسور کشف نشده است، دیرینه شناسان قادر به تعیین نوع غذایی که توسط این جاندار مصرف می شده، نیستند، اما احتمال می رود این دایناسور همه چیز خوار بوده و از حیوانات کوچک، حشرات و گیاهان تغذیه می کرده است. [ دوشنبه 30 خرداد 1390 ] [ 02:58 ب.ظ ] [ mohammad javad ]
مرد بیکاری برای آبدارچی گری در شرکت مایکروسافت تقاضای کار داد. رئیس هیات مدیره با او مصاحبه کرد و نمونه کارش را پسندید.سرانجام به او گفت شما پذیرفته شده اید. آدرس ایمیل تان را بدهید تا فرم های استخدام را برای شما ارسال کنم.مرد جواب داد : متاسفانه من کامپیوتر شخصی و ایمیل ندارم.رئیس گفت امروزه کسی که ایمیل ندارد وجود خارجی ندارد و چنین کسی نیازی هم به شغل ندارد. مرد در کمال ناامیدی آنجا را ترک کرد. نمی دانست با ده دلاری که در جیب داشت چه کند.تصمیم گرفت یک جعبه گوجه فرنگی خریده دم در منازل مردم ان را بفروشد. او ظرف چند ساعت سرمایه اش را دوبرابر کرد . به زودی یک گاری خرید. اندکی بعد یک کامیون کوچک و چندی بعد هم ناوگان توزیع مواد غذایی خود را به راه انداخت. او دیگر مرد ثروتمند و معروفی شده بود. تصمیم گرفت بیمه عمر بگیرد. به یک نمایندگی بیمه رفت وسرویسی را انتخاب کرد. نماینده بیمه آدرس ایمیل او را خواست ولی مرد جواب داد ایمیل ندارم. نماینده بیمه با تعجب پرسید شما ایمیل ندارید ولی صاحب یکی از بزرگترین امپراتوریهای توزیع مواد غذایی در آمریکا هستید. تصورش را بکنید اگر ایمیل داشتید چه می شدید؟ مرد گفت احتمالا آبدارچی شرکت مایکروسافت بودم [ چهارشنبه 25 اسفند 1389 ] [ 02:00 ب.ظ ] [ mohammad javad ]
[ یکشنبه 10 مرداد 1389 ] [ 09:13 ق.ظ ] [ mohammad javad ]
[ یکشنبه 3 مرداد 1389 ] [ 12:34 ب.ظ ] [ mohammad javad ]
Am I right=می نه؟ Yes=ها والوو No =نه كاكو Really!! =نه آمو؟؟ Oh my Godl =یا ابالفضل Why? =بری چی چی؟ bye=كاری باری؟ maybe=گاسم leave me alone= آم برو او ورو بیزو باد بیاد u made me confused= آم کله پرک گرفتم wow= ووی آمووو come here =بی اینجو Take it easy= عامو ولش كن،حوصله داری شمو هم ماشاللو so cute =جونم مرگ نشی! that’s true= همی نه I took my shoes and scapped=ارسیو زدم زیر چلم گوروختم Gas Square=فلکه ی گازو Hard=قایم Tape=نیوار Slow down!=حالو چه خبره؟ You are disgusting=جیگری بشی Sunshine=آفتوو Great=باریكلوو Excuse=بونه Dear=گمپ گلم when sb eats too much=عام بپوكی wait=صبرم بده،امونم بده good quality=خوبوو lizard=كلپوك washing yourself before praying=دست نماز a square shape device that you can pray on it=جنماز How are you=باكیت نی؟ [ چهارشنبه 16 تیر 1389 ] [ 06:43 ب.ظ ] [ mohammad javad ]
صبح ساعت ۵ صبح ساعت ۶ صبح ساعت ۷ صبح ساعت ۱۱ ظهر ساعت ۱۲ ظهر ساعت ۱۳ ظهر ساعت ۱۴ ظهر ساعت ۱۵ عصر ساعت ۱۶ عصر ساعت ۱۷ عصر ساعت ۱۸ شب ساعت ۱۹ شب ساعت ۲۰ شب ساعت ۲۱ شب ساعت ۲۲ شب ساعت ۲۳ و ۲۴ [ چهارشنبه 16 تیر 1389 ] [ 06:31 ب.ظ ] [ mohammad javad ]
متن سنگ قبر فروغ فرخزاد من از نهایت شب حرف میزنم من از نهایت تاریکی واز نهایت شب حرف می زنم اگر به خانه من آمدی برای من م ای مهربان چراغ بیارو یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم متن سنگ قبر کوروش کبیر ای انسان هر که باشی واز هر جا که بیایی میدانم خواهی آمد من کوروشم که برای پارسی ها این دولت وسیع را بنا نهادم بدین مشتی خاک که تن مرا پوشانده رشک مبر متن سنگ قبر فریدون مشیری سفر تن را تا خاک تماشا کردی سفر جان را از خاک به افلاک ببین گر مرا می جویی سبزه ها را دریاب با درختان بنشین متن سنگ قبر فردین بر تربت پاکت بنشینم غمناک کوهی زهنر خفته بینم در خاک از روح بزرگ هنریت فردین شاید مددی به ما رسد از متن سنگ قبر بابک بیات سکوت سرشار از ناگفته هاست متن سنگ قبر خسرو شکیبایی در ازل پرتو حسنت زتجلی دم زد عشق پیدا شدوآتش به همه عالم زد متن سنگ قبر حافظ بر سر تربت ما چون گذری همتی خواه که زیارتگه رندان جهان خواهد بود متن سنگ قبر شاپور قلبم پر جمعیت ترین شهر دنیاست. متن سنگ قبر سهراب سپهری به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من متن سنگ قبر منوچهر نوذری زحق توفیق خدمت خواستم دل گفت پنهانی چه توفیقی از این بهتر که خلقی را بخندانی متن سنگ قبر وینستون چرچیل من برای ملاقات با خالقم آماده ام اما اینکه خالقم برای عذاب دردناک ملاقات با من آماده باشد چیز دیگریست متن سنگ قبر اسکندر مقدونی اکنون گور او را بس است آنکه جهان اورا کافی نبود
طبیعت و قوانین طبیعت در تاریکی نهان بود خدا گفت بگذار تا نیوتن بیاید… و همه روشن شد متن سنگ قبر لودولف کولن (ریاضی دان) ۳/۱۴۱۵۶۲۳۵۳۵۸۹۷۹۳۲۳ ۸۴۶۲۶۳۳۸۶۲۲۷۹۰۸۸ متن سنگ قبر فرانک سیناترا(بازیگر و خواننده) بهترین ها هنوز در راهند انسانهای بزرگ واقعا” بزرگند متن سنگ قبر ویرجینیا وولف (نویسنده) در برابرت خود را پر میکنم از فرار نکردن ای مرگ. [ چهارشنبه 16 تیر 1389 ] [ 06:23 ب.ظ ] [ mohammad javad ]
حتما ماجرای راننده ایرانی در کانادا را شنیدهاید که دنده عقب میرفته که به ماشین یک کانادایی میزند و پلیس که میآید، از راننده ایرانی عذرخواهی میکند و میگوید " لابد راننده کانادایی مست است که مدعی شده شما دنده عقب میرفتید!" حالا اتفاق جالبتری در اتوبان اصفهان رخ داده: همشهری اصفهانی ما توی اتوبان با سرعت ۱۸۰ کیلومتر در ساعت می رفته که پلیس با دوربینش شکارش می کند و ماشینش را متوقف می کند. پلیس میآید کنار ماشین و میگوید: "گواهینامه و کارت ماشین!" اصفهانی با لهجه غلیظی میگوید:" من گواهینامه ندارم. این ماشینم مالی من نیست. کارتا ایناشم پیشی من نیست. من صاحَب ماشینا کشتم آ جنازشا انداختم تو صندق عقب. چاقوش هم صندلی عقب گذاشتم! حالاوَم داشتم میرفتم از مرز فرار کونم، شوما منا گرفتین." مامور پلیس که حسابی گیج شده بوده بیسیم میزند به فرماندهاش و عین قضیه را تعریف میکند و درخواست کمک فوری میکند. فرمانده اش هم میگوید که او کاری نکند تا خودش را برساند! فرمانده در اسرع وقت خودش را به محل میرساند و به راننده اصفهانی میگوید: آقا گواهینامه؟ اصفهانی گواهینامه اش را از توی جیبش در میآورد و میدهد به فرمانده. فرمانده میگوید: کارت ماشین؟ اصفهانی کارت ماشین را که به نام خودش بوده از جیبش در میآورد و میدهد به فرمانده. فرمانده که روی صندلی عقب چاقویی نیافته، عصبانی دستور میدهد راننده در صندوق عقب را باز کند. اصفهانی در را باز میکند و فرمانده میبیند که صندوق هم خالی است. فرمانده که حسابی گیج شده بوده، به راننده اصفهانی میگوید:" پس این مأمور ما چی میگه؟!" اصفهانی میگوید: "چی میدونم والا جناب سرهنگ! حتماً الانم میخواد بگد من داشتم ۱۸۰ تا سرعت میرفتم؟ [ سه شنبه 15 تیر 1389 ] [ 11:24 ق.ظ ] [ mohammad javad ]
لیلی زیر درخت انار نشست.درخت انار عاشق شد، گل داد، سرخ سرخ. گل ها انار شد، داغ داغ. هر انار هزار تا دانه داشت.دانه ها عاشق بودند، دانه ها توی انار جا نمی شدند.انار کوچک بود.دانه ها ترکیدند. انار ترک برداشت.خون انار روی دست لیلی چکید... لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید. مجنون به لیلی اش رسید. *** [ دوشنبه 14 تیر 1389 ] [ 12:40 ب.ظ ] [ mohammad javad ]
فرق حمام کردن دخترها با پسرا یك دختر در حمام: ساعت ۴ بعد از ظهر ۱ـ لباساشو رو درمیاره رنگ روشن ها رو تو یك سبد و تیره ها رو تو یكی دیگه میگذاره ۲ـ در حموم رو از تو قفل میكنه جلوی آیینه می ایسته شكمش رو كه تمام مدت داده بود تو, میده بیرون و شروع میكنه به غر غر و ایراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش ۳ـ در كمد رو باز میكنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت , مو بدن, كف پا و ... رو بیرون میاره و می چینه رو لبه وان ۴ـ موهاش رو با شامپوی نارگیلی تقویت كننده, پرپشت كننده, براق كننده و...میشوره و هفده دقیقه ماساژ میده ۵ـ یكبار دیگه با همون شامپو موهاشو میشوره ۶ـ نرم كننده معطر پرتقالی رو به موهاش میماله تا ۶۰ میشماره ۷ـ سی و پنج دقیقه زیر دوش می مونه.خوب آخه باید خیالش راحت بشه كه تمام مواد شیمیایی از موهاش پاك شده. وگرنه بعد از حموم موها وز میكنه ۸ـ خمیر ریش داداشی رو كش میره و شیش كیلو خالی میكنه رو ساق پا و دست و پشت لب. بعد یه تیغ بر میداره و یا علی. آی ۹ـ موهاش رو حسابی می چلونه, حوله رو مثل عمامه می پیچه دور سرش. تو آیینه خودشو ورانداز میكنه. از اینكه در اثر كشش حوله چشم و ابروش كشیده شده, احساس خوشگلی می كنه و یه ماچ گنده واسه عكس خودش تو آیینه میفرسته ۱۰ـ خوشحالیش زیاد دوام نمیاره. چون یه جوش سرسیاه بی اجازه نوك دماغش سبز شده ۱۱ـ تمام نقاط بدنش رو معاینه میكنه و با ناخن و موچین میره به جنگ جوشها و موهای زائد بی تربیت ۱۲ـ حوله ش رو می پوشه و میره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسیون چرب میكنه ۱۳ـ چهل بار لباس می پوشه و در میاره تا انتخاب كنه ۱۴ـ ۴۸ دقیقه پشت میز توالت می شینه و آرایش میكنه ساعت ۸ شب یك پسر در حمام ساعت ۴ بعد از ظهر ۱ـ همون طور كه رو تخت نشسته , لباساشو میكنه. هر كدوم رو پرت میكنه یه گوشه اتاق ۲ـ نیم وجب حوله رو میگیره دور باسنش و میره به سمت حموم ۳ـ می ایسته جلوی آیینه. شكمش رو میده تو. بازو میگیره. فیگور چپ, فیگور راست, نیم ساعت قربون صدقه خودش میره, (این قدوبالا رو ببین چه كرده .لای لای لالای لای)مامان جونش هم از تو آشپزخونه تایید میكنه ۴ـ زیر بغلش رو بو میكنه و رنگ چهره ش بر میگرده. سبز, آبی, بنفش ۵ـ در كمد شامپو ها رو باز نمیكنه چون اصلا توش چیزی نداره ۶ـ با قالب صابون سبزش زیر بغلهاشو كف مالی میكنه. یه عالمه مو می چسبه به صابون ۷ـ با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم میشوره ۸ـ نرم كننده مو؟؟؟ برو بابا ۹ـ زیر دوش میگوزه و به خاطر اكو شدن صداش تو حموم ,كر كر میخنده ۱۰ـ دو دقیقه بعد دوباره میزنه زیر خنده, آخه این دفعه بوش رسیده به دماغش ۱۱ـ چاه حموم رو هدف گیری میكنه و میشاشه توش ۱۲ـ از زیر دوش میاد بیرون و یكهو می بینه یادش رفته بوده در حموم رو ببنده. و همه فرش و كف خونه خیس شده.( بیخیال...مامان خشك میكنه ۱۳ـ حوله فسقلیش رو می پیچه دور باسنش و همون طور خیس خیس میره تو اتاق ۱۴ـ حوله خیس رو پرت میكنه رو تخت و ۲ دقیقه ای لباس می پوشه [ دوشنبه 14 تیر 1389 ] [ 10:23 ق.ظ ] [ mohammad javad ]
|
![]() | |
| ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||